به کجا چنین شتابان...

چه ساده با گريستن خويش زنده مي شويم و در ميان گريستن مي ميريم و معنايي مي سازيم به نام زندگی!

از کاه کوه نسازیم

زن و شوهری می خواستند به دیدار دوستی بروند که در چند کیلومتری خانه ی آنها زندگی می کرد. در راه به یاد آوردند، باید از پلی قدیمی بگذرند که ایمن به نظر نمی رسید. با یادآوری این موضوع زن دچار تشویش و نگرانی شد و از شوهرش پرسید: "با آن پل چه کنیم؟ من نمی خواهم از روی آن بگذرم. قایقی هم در آنجا نیست که ما را به آن سوی رودخانه ببرد." مرد گفت: "آه، من به فکر این پل نبودم. به راستی این پل برای عبور خطرناک است. فکرش را بکن، ممکن است وقتی ما از روی آن عبور می کنیم، فرو بریزد و ما در رودخانه غرق شویم." زن ادامه داد: "یا فکرش را بکن، روی تخته ی پوسیده ای قدم بگذاری و پایت بشکند. در آن صورت چه کسی از من و بچه ها مراقبت خواهد کرد؟" مرد با وحشت گفت: "نمی دانم اگر پای من بشکند چه بر سر ما خواهد آمد؛ شاید از گرسنگی بمیریم." این گفت و گو همچنان ادامه داشت. زن و شوهر، هر دو نگران بودند و انواع بلاها و حوادث ناگواری را که ممکن بود برای آن ها پیش بیاید، تصور می کردند، تا سرانجام به پل رسیدند. اما در اوج ناباوری دیدند که پل جدیدی به جای پل قبلی ساخته شده است و به سلامت از آن عبور کردند!!!

نگذار موریانه ی نگرانی، بنای زندگی ات را ویران کند.

دیل کارنگی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم تیر 1393ساعت 13:30  توسط وحيد  | 

زنده بودن هر لحظه احتمالیست...

کودکی با پاهای برهنه بر روی برف ها استاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد…

زنی در حال عبور او را دید، او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش. کودک به چشم های زن خیره شد و پرسید: ببخشید خانم شما...

شما خدا هستید؟!!

زن لبخند زد و پاسخ داد: نه... من فقط یکی از بنده های خدا هستم.

کودک گفت: مطمئن بودم که با او نسبتی دارید...

براستی چه افتخاری بالاتر از اینکه ما با خدا نسبت داریم. انسان ها خدا نمی شوند، اما می توانند خداگونه شوند و انسان خداگونه، کارهای خدایی می کند. باید مهربان بود، باید عشق ورزید زیرا که زنده بودن هر لحظه احتمالیست...

بنده ای خدا را گفت : اگر سرنوشت مرا تو نوشته ای پس چرا دعا کنم؟ خدا گفت: شاید نوشته باشم: هر چه دعا کند...

التماس دعا.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393ساعت 17:12  توسط وحيد  | 

جستجو

از جستجویی نافرجام می آیم که خود را گم کرده ام. از جستجویی که نمی دانم به کجا ختم خواهد شد. کوله باری نیست مرا جز دوری. دوری از که از خودم یا خود او؟

حال من گم شده ام  و تنها می دانم خدا مهربان است… زمزمه خواهم کرد همان طور که او از برایم مدام می گوید ( هیچ گاه برای پیدا شدن دیر نیست کافیست راهنما را بشناسیم)

خدایا
ببخش مرا که دلم گاه می گیرد و مأوایی جز تو ندارم که با وی در میان بگذارم

ببخش مرا که از خیلی چیزها آزرده می شوم و تنها به تو می گویم

ببخش مرا که توان شکر ندارم که آن همه خیر که به من بخشیدی را شکر گذارم

دلتنگ حدیث رفتنم من جا مانده‌ام شاید خواب بوده‌ام، شاید در واژه‌ها گم شده بودم

اما من تو را در همین واژه‌ها پیدا كرده‌ام تو آن حقیقت آشكاری هستی كه همیشه در خانه دلم جا داری و تو فراتر از همه كلماتی...

تا صبح قضا سهل و سهیلش به که باشد

تا شام قدر رجعت و میلش به که باشد

در بزم وصالش همه کس طالب دیدار

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393ساعت 22:7  توسط وحيد  | 

تغییر باورها و عقاید...

با تغییر باورها و عقاید:

سرطان درمان می شود نه با دارو

ثروت ایجاد می شود نه با وام

آدم ها بهتر زندگی می کنند نه با عوامل بیرونی

...

زندگی در هر لحظه به واسطه باورها و افکار ما خلق می شود. در هر لحظه خودمان را بازآفرینی می کنیم. می توانیم اتفاقات دیگری را برای خودمان بوجود آوریم. می توانیم هدفمند زندگی کنیم. می توانیم شرایط گذشته را تکرار نکنیم و شرایط جدید را برای خودمان بوجود آوریم. افکار ما در هر لحظه فرکانس هایی را به جهان هستی ارسال می کند. این فرکانس ها توسط جهان به شرایط و اتفاقاتی تبدیل می شود و وارد زندگی مان می شوند. درست مانند حالتی که در مقابل کوه فریاد می زنیم و هر آنچه که گفته ایم  به سمت ما برمی گردد. یک کودک در بغل مادر خود احساسی بسیار خوب دارد.  یقینا به این دلیل است که مادر با عشق خالص و ناب خود به کودک، انرژی خود را به او منتقل نموده و با بغل کردن کودک، وی را در فضای انرژی مثبت خود قرار می‏ دهد.

می توانیم افکار جدیدی داشته باشیم احساسات جدیدی داشته باشیم کنترل بهتری روی افکارمان داشته باشیم.

خوشبختی، ثروت و سلامتی مانند اکسیژن اطراف ما وجود دارد. همیشه هست همیشه بوه همانطور که ما هیچ وقت نگران نفس کشیدن نیستیم. معمولا اکسیژن را ذخیره نمی کنیم تا در آینده از آن استفاده کنیم برای نفس کشیدن. اگر باورهایمان را عوض کنیم دیگر نگران چیزی نیستیم ثروت و ... اگر باورهایمان را نسبت به زندگی تغییر دهیم هر روز در زندگی برای ما معجزه رخ می دهد. اولین باری که این حس را تجربه کنیم  به یقین از خوشحالی اشک از چشمانمان جاری می شود. امیدمان بیشتر می شود و قادر به انجام کارهای خارق العاده می شویم.

خودمان را باور کنیم توانایی هایمان را باور کنیم قوانین جهان هستی را باور کنیم و مهم تر از همه، قدرت خداوند را باور کنیم و باور کنیم که خداوند همین نزدیکی هاست و زودتر از آنچه فکر کنیم به ما پاسخ خواهد داد. کافیست درخواست کنیم و به پاسخ دادنش ایمان داشته باشیم.

در صورتی که شور و شوق داشته باشیم، این موضوع همیشه یک نقطه شروع مناسب تلقی خواهد شد.

 و ما أصـبکم من مصیبة فبما کسبت أیدیکم

تمامی گرفتاری ها و مشکلات زندگی آدمیان، نتیجه عملکرد و دستاورد خود آنان است.

با آرزوی بهترین ها. پایان.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 6:13  توسط وحيد  | 

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست...

از صدای گذر آب چنان می فهمم 
تندتر از آب روان 
عمر گران می گذرد 
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست... 

اگر امروز نتوانید احساس خوشی کنید چرا فکر می کنید فردا می توانید؟!

"کن کیز"

+ نوشته شده در  شنبه ششم اردیبهشت 1393ساعت 21:50  توسط وحيد  | 

قرآن، اعجازی که کم به سراغش می رویم...

اگر یک نظر اجمالى به تاریخ داشته و عملکرد افراد و اجتماعات بشرى را در این راستا ارزیابى کنیم، متوجه خواهیم شد که انسان ها غالباً براى رسیدن به اصل آرامش و امنیت روحى و روانى راه هاى گوناگون و متعددى را رفته و آزمایش کرده اند به هر کارى دست زده و گاهی صحنه هاى غم انگیزى را به وجود آورده اند.

ما اعتقاد داریم که قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت گر آسمانى، نسخه منحصر به فردى است که مى تواند داروى التیام بخش و شفادهنده امراض گوناگون از جمله اضطراب، نگرانى و ناامنى هاى روحى و روانى انسان ها را با کمترین هزینه، در دسترس آنان قرار دهد. دقت و تأمل در آیات قران کریم و آموزه هاى بى بدیل آن که مشتمل بر معارف والاى الهى، زیباترین و شایسته ترین گواه مطلب فوق است.

امام على (علیه السلام) مى فرمایند: «قرآن را بیاموزید که بهترین گفتار است و آن را نیک بفهمید که بهار دل هاست و از نور آن شفا و بهبودى خواهید که شفاى سینه هاى بیمار است» در جاى دیگرى مى فرمایند: «بدانید که در قرآن علم آینده و حدیث روزگاران گذشته است شفا دهنده دردهاى شما و سامان دهنده امور فردى و اجتماعى شما است.» از رسول گرامى اسلام نیز نقل شده است که: «قرآن، شفاى هر دردى است، امراض تان را با صدقه مداوا کرده و از قرآن شفاى خود را بخواهید.»

در قرآن کریم، اصول، راهکار و آموزه هاى فراوانى وجود دارد که در جهت رفع مشکلات مثل اضطراب و نگرانى... و ایجاد فضاى مناسب براى زندگى مطلوب در پرتوى آرامش روحى و روانى به کمک و یارى انسان شتافته جاده را برایش هموار مى سازد، دست انسان را مى گیرد و هدایتش مى نماید. آیات فراوانى که انسان را به جد و جهد براى رفع نیازها و مبارزه با مشکلات و نارسائى ها، صبر و استقامت در برابر فشارهاى گوناگون روحى و جسمى، فردى و اجتماعى، و توکل و تدبر، حلیم و بردبارى، تقوا، نماز و نیایش و مطالعه تاریخ زندگى انسان هاى بزرگ... دعوت مى نماید، اصول و آموزه هایى که آن گونه که قرآن و ائمه مى فرمایند: اگر در قلمرو حیات انسان پیاده شود یقیناً خیلى از مشکلات و نارسایى ها، حل و فصل خواهد شد و آرامش و امنیت روحى و روانى به وجود خواهد آمد.

شهید مطهری: «زندگى بشر خواه ناخواه در کنار خوشى ها و شیرینى ها، رنج ها و شکست ها از دست دادن ها و ناکامى ها دارد، پاره اى از حوادث جهان مانند پیرى و مرگ، قابل پیشگیرى و برطرف ساختن نیست و این ها امورى است که انسان را رنج مى دهد. ایمان در انسان نیروى مقاومت مى آفریند و با تفسیر تلخى ها، آن ها را شیرین مى گرداند و امور چون چنگال وحشتناک مرگ را به وسیله اى براى بازگشت به سوى خدا و برخوردارى از نعمت هاى ابدى خداوند، مبدل مى سازد و بدین ترتیب نه تنها آن را تحمل پذیر بلکه به پدیده شیرین بدل مى سازد.»

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 8:9  توسط وحيد  | 

یاد خدا

زمانی که تند باد، عرصه زندگی را بر تو تنگ می کند

زمانی که حوادث شوم تار و پود هستی را از هم می گسلد

زمانی که مهر خاموشی لبانت را قفل می کند

زمانی که گل های زیبا، در کویر قلبت می پژمرد

تنها به ذکر خدا دلبند، که او امید امیدواریهاست

خدایا

به ما توفیق تلاش مقابل شكست، صبر در نومیدی، فداكاری در سكوت را روزی كن و همواره با ما باش و تنهایمان مگذار.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم فروردین 1393ساعت 16:34  توسط وحيد  | 

روزها و ماه های زیادی قرار است باشد

سلام. اولین پست سال 93 رو به داستانی کوتاه اختصاص میدم تا به " روزها و ماه های زیادی قرار است باشد" بیشتر فکر کنیم تا بتونیم بیشترین استفاده را از لحظات پیش رو ببریم.

او به بیماری سرطان دچار شده بود. یک روز به من گفت:

بزرگترین نعمتی که خداوند به من داده سرطان است. بخاطر اینکه، من می دونم یک سال دیگه می میرم. و می دونم که فراوانی در عمرم وجود ندارد. من ۶۰ سال را پیش رو ندارم. من ۳۰ سال را پیش رو ندارم. من یک سال دارم و این یک سال را روز به روز دقیقه دقیقه ثانیه ثانیه لذت می برم و کیف می کنم و هر شب که می خوابم و صبح بلند می شم خیلی خوشحال هستم.

به من گفت: برات متاسفم. می دونی چرا. تو یک روز با سکته می میری، وقتی که منتظرش نیستی و هرگز نمی فهمی که چقدر زندگی لذت بخشه. تو حتی یک روز هم زندگی نکردی، من یک سال زندگی کردم.

این فراوانی ست که ما را امیدوار می کند و شاید گاهی ما را بی انگیزه می کند. دیگر برای ما روزها خیلی مهم نیست. ماهها مهم نیست چون هست. روزها و ماه های زیادی قرار است باشد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم فروردین 1393ساعت 11:27  توسط وحيد  | 

شروع جدید مبارک...

یک گیاه در میانه زمستان به یاد تابستان گذشته نیست بلکه متوجه بهاری است که از راه می رسد. گیاه روزهایی را که گذشته است به یاد نمی آورد، بلکه از روزهایی که در پیش است خبر می دهد. گیاه از آمدن بهار اطمینان دارد، و با رسیدن آن از درون خویشتن سربلند می کند. بهار یعنی نو شدن، یعنی دوباره شروع کردن، یعنی کامل کردن رویایی که زمستان و تابستانش را هموار کرده اید. بهاری که او هم از پنبه زدن های برف زمستانی و داغ کردن های آفتاب ظهر تابستان بی خبر نیست، اما ولع لمس شکوفه های بهار نارنج او را به صبح فروردین رسانده است. 

آرزوهایتان را صیغل دهید تا برق نگاهتان همواره مملو از امید و عشق به کسانی باشد که همه داشته های دنیا جایگزین خوردن یک فنجان چای در کنارشان نمی شود.

حتی لاک پشت ها هم هنگامی که بدانند به کجا می روند زودتر از خرگوش ها به مقصد می رسند. هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند اما همه می توانند از همین حالا شروع کنند و پایان تازه ای بسازند. دوباره شروع کن. شروع جدید مبارک.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 20:9  توسط وحيد  | 

زندگی فوق العاده ست اگر

با تمامی ابزار مدرنی که وجود دارد این انسانست که باید خودش را با طبیعت هماهنگ کند.

زندگی فوق العاده ست اگر خدا و قوانین حاکم بر آن را باور کنیم و بر طبق آن ها عمل کنیم. اتفاقات زندگی به واسطه خودمان شکل می گیرند. در قرآن آیات زیادی آمده است که معنای آن ها این است که "هر آنچه به شما رسیده است به خاطر اعمال خودتان است و هر بدی که به شما می رسد از خودتان است و شما همواره نتیجه عمل خودتان را می بینید."

فاصله ما با آرزوهایمان بی نهایت نیست باید عزمی راسخ و اشتیاقی فوق العاده و ایمانی تزلزل ناپذیر داشته باشیم. هر جایی که اکنون هستیم بهترین نقطه برای شروع تغییر است. خودمان را در همین جا بپذیریم و از همین جا شروع به تغییر کردن کنیم. آدم های موفق در همان جایی که هستند توقف نمی کنند. چون جهان توقف نمی کند پس ما هم باید حرکت کنیم.

استیون اسپیلبرگ در کتاب توانگران چگونه می اندیشند می گوید: "هر گاه در همه جنبه های زندگی شرایط مساعد می شود، می دانم باید تغییری ایجاد کنم و حرکت جدیدی را شروع کنم چون اینکه همه شرایط عالی و مساعد باشد مانند آرامشِ قبل از طوفان است و آن هنگام است که خودم را سریع مشغول یک کار جدید و یک پروژه جدید می کنم."

ما باید این ویژگی را در خود بوجود آوریم که دنبال مقصر نگردیم. ژان پل سارت می گوید: "اگر یک فلج مادرزاد قهرمان دو میدانی نشود مقصر خودش است."

این دیدگاهی زیباست که انسان در قبال اتفاقاتی که برایش رخ می دهد، مسئولیت بپذیرد. انسان های موفق که آگاهانه در حال خلق آنچه می خواهند هستند، افکار و احساسات خود را مدیریت می کنند و  از اتفاقاتی که برایشان رخ می دهد تعجب نمی کنند.

ما برای تغییر در ناخودآگاهمان باید عقاید و افکار جدید را بارها و بارها تکرار کنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392ساعت 21:14  توسط وحيد  | 

مطالب قدیمی‌تر